محمدمحمد، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 20 روز سن داره

محمد فرشته ی آسمانی

خلاقیت مامانی

این عکس هایی رو که الان میبینید ، مامان آقا محمد درستشون کرده .... میبینید به عشق پسرم ، چقدر خلاق شدم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟       بقیه عکس ها در ادامه مطلب برو به ادامه مطلب ، که ضرر نکردی ...   این عکس ها نشون دهنده اینن که شازده پسر هر چیزی رو که میبینه میخواد بزاره تو دهنشو و بخوره ، کاری هم نداره که خوراکیه یا موبایل یا شایدم لباس باشه ...     من که جرات نمیکنم اینا رو ازش بگیرم چون جیغش میره هوا ، کمک کمک ... ...
22 خرداد 1391

شهر بازی

خونه آقا جون نگو ، بگو پارک شهر بازی  بنده خدا ، آقاجون رفته یه تاب واسشون خریده که وقتی همگی جمع شدیم اونجا بتونیم از پس این فسقلی ها بر بیایم ... تازه کجاشو دیدین ، واسمون دوچرخه سواری میکنن ، توپ بازی میکنن ، باید باشین و ببینید چه روزگاری داریم ما  ... البته به نفع ما مادرا ، میتونیم یه نفسی بکشیم از دست این وروجکا راستی دوستای گلم ، ماشااله از کنار زبونتون نره   ...
22 خرداد 1391

خبر رسانی

اولین خبرم اینه که ... پسر گلم تقریبا از اوایل اردیبهشت ماه بود که شروع به غلت زدن کرد و پس از چند روز وقته تونست با تکرار این کار در روز ، حسابی خودشو مشغول کنه ... دومین خبر حکایت از این داره که ...  پسرکم نسبت به هر گونه خوراکی و موادغذایی واکنش شدیدی نشون میده که من به دلیل ندادن غذا به این فسقلی باید نق زدناش و غرغر کردناشو تحمل کنم  ولی نا گفته نماند که جدیدا بهش غذا میدم و مجبورم کرد که این کارو زودتر از 6 ماهگی شروع کنم (وروجکم از همین الان زور میگه ) ... واما سومین خبر ... در اواسط خرداد ماه بودیم که متوجه شدیم که ،  آقا محمد با گفتن (بابابابابابابابابابابابابابابابا ) تمام اعتراضات خود...
22 خرداد 1391

اتفاقات نوروز 91

در تاریخ 3/1/1391 به اتفاق تمام فامیل بابایی راهی ماهشهر شدیم چون تولد آقا طاها ، پسر عموی بزرگ محمد جان بود که حسابی به ما خوش گذشت ... طاها گلی تولدت مبارک درهمین جا ، از عمو رضا و زن عمو به خاطر زحمات فراونشون تشکر میکنیم اینم چند تا عکس از آقا محمد در جاده ، که بغل عمه خانم بودن ...     اینجا هم ، یعنی ذوق کرده واسه مامان   اتفاق بعدی ، تولد مامانی بود در تاریخ .......... ، بابا عبدالله همه فامیل رو خونه آقا جون دعوت کرد و حسابی مامان رو غافلگیر کرد که ازش به خاطر این همه مهربونی و محبتی که به من داره تشکر میکنم اینم گل پسری توی تولد مامانی &nb...
18 خرداد 1391

ایام فاطمیه

  یا فاطمه الزهرا (س) هر ساله در اهواز مراسمی در بیت الزهرا به مناسبت شهادت حضرت فاطمه (س ) برگزار میشود که در شب آخر یک تشیع جنازه نمادین را تدارک میبینند که تعدادی از خانم ها و آقایان در این مراسم شرکت میکنند ... امسال هم من و محمد و باباعبدالله به همراه مادر جون ها و آقا جون ها و دایی نوید و خانمشون و خاله زینب در این مراسم با شکوه شرکت کردیم تا به مدت یک سال زندگی خود را محفوظ از هر گونه بلا و مشکل کنیم ... خیلی خیلی خوب بود وتونستیم برای همه از حضرت فاطمه (س ) طلب شفاعت و بخشش به درگاه خداوند منان داشته باشیم .   البته از گل پسری عکس های زیادی گرفتم که چند تاشو میزارم تا ببینید ... اینجا ت...
18 خرداد 1391

4 ماهگی و دوباره تب

گل پسری رو در تاریخ 9/2/91 به همراه بابا عبدالله بردیم بهداشت واسه واکسیناسیون و پایش رشد که خدا رو شکر همه چیز طبیعی بود و نفسی ما واکسنشو زد .... وزن آقا محمد 6/700 کیلو گرم قد آقا محمد 62 سانتی متر دور سر آقا محمد 42 سانتی متر بود وای ... نوبتی هم باشه ، نوبت واکسن ... زمانی که خواستن واکسن بزنن ، مثل همیشه مامان جرات نداشت و این زحمت افتاد گردن بابایی ، که خدا رو شکر به خوبی از پسش بر اومد ... بالاخره بعد از یکم گریه ، ساکت شدی و اومدیم خونه که دیدم داری تب میکنی .... بعد از خوردن استامینوفن کمی تبت پایین اومد و بعدش تو رو به کمک مامان جون پا شویه دادیم تا الحمدالله خوب خوب ش...
18 خرداد 1391

روز معلم ( تقدیم به مادر شوهرم و شوهر خواهرم )

باسلام و تبریک ... به حرمت تاثیری که بر همه ی فرزندان سرزمینتان داشته اید برایتان مینویسم...   به پاس رنج های صادقا نه ات و   حرمت کلام عارفانه ات  بهار را خبر کنم که آورد سبد سبد    شکوفه را به خانه ات        کسوت زیبای معلمی زیننده قامتتان باد   این روز مقدس را به شماعزیزان صمیمانه تبریک میگوییم                                      &...
12 ارديبهشت 1391